قرآن، نماد حیات معقول - صفحه 13 و 14
درست است که مردم با بعثت پیامبر اکرم(ص) خدا را با چشم سر ندیدند و این امرى محال است، ولى کلمات خداوندى در قرآن مجید، تا آنجا که مردم بتوانند از استعداد خدایابىِ خود استفاده کنند، خدا را براى آنان قابل شهود ساخت؛ کلمات علیاى خداوندى، علم، قدرت و دیگر صفات جمال و جلال کبریایى را قابل دریافت کرد. این کلمات، خبر از هستى و جریان آن را داد که هیچ مخبرى جز خالق آن هستى، نمیتواند چنین خبرى بدهد؛ واقعیات را آنچنان روشن ساخت که با هیچ وسیله و ابزارى نمیتوان به آنها رسید؛ انسان را با همه ابعاد و سطوح و استعدادها و سرمایههایی که دارد و به کدامین فعلیتها و کمالات میتواند برسد، چنان بیان فرمود که فروغ ربّانىِ حاصل از معرفت انسان-بدانگونه که خدا طرح فرموده است-براى هر انسان آگاهى قابل شهود میباشد.
از طرف دیگر، کلمات خداوندى در قرآن، در تفسیر سقوط و نابودى جوامع، چنان روشن و چنان ارائهدهنده است که هر شخص آگاه و خردمندى با مطالعه و تفکر در آنها، نظم و قانونمندىِ هستى را مشاهده میکند و یقین پیدا میکند که: با گردنده گردانندهای هست. حضرت على(ع) در نهجالبلاغه میفرماید:
«و قطعى است که پس از من، روزگارى براى شما روى خواهد آورد که چیزى پوشیدهتر از حق و آشکارتر از باطل و فراوانتر از دروغ بستن به خدا و رسولش نخواهد بود. و در نزد اهل آن زمان، کالایى کسادتر از قرآن وجود نخواهد داشت. اگر حقِ خواندن آن ادا شود، متاعى بارونقتر از کتاب الهى نخواهد بود. اگر از معانى و حقایق خود منحرف شود، و در آن روزگار هیچ چیزى ناشناختهتر از معروف(زشتتر از نیکو) و شناختهتر از زشتیها(نیکوتر از زشتى)ها وجود نخواهد داشت»
صفحه 13 و 14
- ۹۷/۰۵/۱۳